أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

356

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

شاه دين‌پناه به حريم خيابان درآمده به نظر التفات و اعتناء در مصنوعات اهل فقر و ارباب غنا نگريسته تا در دروازه در اين كثرت بىاندازه راند و از آنجا عنان سمند خوش‌نشان به جانب باغ جهان‌آراى منعطف گرداند . و اين جهان‌آرا باغى است دلگشا كه ساختهء معمار همّت و اختراع پادشاه مرحوم سلطان حسين ميرزا است . ساحت سبزه‌زارش چون عرصهء ارم خرّم و عمارات فلك‌اماراتش چون « إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي » ، « لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ » « 1 » [ 455 ] معزّز و محترم . هر طرف در وى بنايى سر بر فلك اخضر كشيده و ديدهء نظارگى در وى منزلى مكرّر نديده . نهر انجيل در وى نمودار سلسبيل و مزار متبرّك حضرت خواجه انصار قريب درب شمال آن كعبه‌صفت و طيّبهء آثار سرمنزلى به صورت و معنى آراسته ، اشجار و انهارش از گرد ملال و برگ املال پرداخته و پيراسته فنعم من قال : مثنويّه فضايى همچو فردوس برين پاك * بهشتى ليك در معمورهء خاك چمنها از جمال گل جميلش * روان گِرد چمنها سلسبيلش هوا از رفتن صحنش در آشوب * به كف از سايه‌هاى سرو جاروب و در حريم بهشتىشميم اين منزل تكريم نزول اجلال فرمود و از كوفت راه و آزار تردّد برآسود . مثنويّه الهى تا بود ايوان افلاك * به رفعت سايه‌افكن بر سر خاك قضا با حكم شاهى هم‌عنان باد * حريم آستانش آسمان باد مقامش منزلى زين سبز طارم * كه گردد حلقه‌يى در چرخ چارم « 2 »

--> ( 1 ) . فجر ( 89 ) آيات 7 و 8 . « با ارم كه ستونها داشت و همانند آن در هيچ شهرى آفريده نشده بود » . ( 2 ) . جهان‌آرا ، ص 274 : « و خواجه محمود ساغرچى وزير شيبك كه در اصل شيعه بود كليد شهر را به درگاه فرستاده به غايت و مرحمت شاهانه سرافراز شده در جرگهء وزرا معظم شد و تاريخ آن واقعهء غريبه را « فتح شاه دين‌پناه » يافته‌اند . و رايات ظفرآيات به صوب هرات حركت نموده در بيستم رمضان ( 916 ) به شهر درآمدند و قشلاق در آنجا مقرّر شد » .